آرمينيوس وامبرى ( مترجم : فتحعلى خواجه نوريان )
20
سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى )
ايران و بندوبستهاى پست كارمندان بومى كار خوبى را كه ممكن بود از وجود آنها عايد گردد نابود ميكرد . هم فرخ خان مخصوصا در گردشهاى سياسى خود در اروپا براين بود كه به محافل مختلف سياسى نشان بدهد تا چه اندازه ايران مايل است در مجامعى كه از دول بزرگ تشكيل شده شركت نمايد ، و با التماس و گدائى از همه كمك ميخواست تا هرچه زودتر اكسير پربهاى تمدن باختر را در رگهاى ناتوان كشورش تزريق نمايند و همهجا گمان ميكردند كه واقعا ايران ميخواهد آداب و اصول باختر را فراگيرد . ظاهر جدى اين سفير با ريش بلند و قبا او را نزد وزيران ما داراى اعتبارى نامحدود ساخت و به احترام آن دولت قانونى كه او نمايندگيش را داشت افسران و هنرمندان و صنعتگران عاليمقام را در اختيارش گذاردند و حتى مصلحت دانستند بدون تأخير ملاقاتهائى با فرستادهء فوق العادهء شاه ترتيب دهند . در نتيجه ديديم كه دولت بلژيك با هزينهء بسيار سفيرى روانه كرد و او را مأمور گردانيد كه مناسباتى را كه لازم بود با ايران برقرار گردد مطالعه كند و يك معاهدهء تجارتى منعقد سازد و خلاصه ساختوپاختهاى سياسى نيز با همان دقت به عمل آورد ولى تصور ميكنم نتوانسته باشد از اين مذاكرات موقعيت و افتخارى حاصل كند و بتواند راجع باقدامات خود كلمات مشهور ( آمدم ، ديدم ، فتح كردم ) « 1 » « ژول سزار » « 2 » را تكرار كند و راجع باينكه بازهم هوس ديدار « ايران زيبا » را بكند يقين دارم حتى خيالش را هم نخواهد كرد . پس از بلژيك نوبت به پروس رسيد و « بارون فن مينوتولى » « 3 » نمايندهء آن كشور كه سياستمدار دانشمندى بود متأسفانه در اين مأموريت خود توفيق حاصل نكرد و دوران پرافتخار خدمتش هم در ايران بپايان رسيد و شوروشوقى كه در كسب تبحر در راه علم و دانش داشت او را وادار بمسافرتى در جنوب ايران نمود . بدبختانه در
--> ( 1 ) - اين كلمات در متن به زبان لاتين آمده . ( 2 ) - Jules Cesar ( 3 ) - baron Von Minutolli